|
|
|
گذر از آموزش دینی بهسوی تربیت دینی
|
|
| فاطمه حسینزاده (به نقل از نشريه نگاه) |
بهطور کلی اهمیت دادن به ارزشهای معنوی دینی جهت تربیت نسلی فرهیخته که مزین به ارزشهای معنوی باشد از اهم برنامههای مجریان مسائل فرهنگی جهت تربیت کودکان است. امروزه با توجه به آن که تربیت دینی یکی از ارکان آموزش و پرورش است. اما احساس می شود علاقه به این ارزشها کاهش یافته است و مساجد به نحو مطلوب مورد استفادهی جوانان قرار نمیگیرد.
«به مسئولین توصیه میکنم که به هر شکل ممکن، وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی جوانان و نوجوانان را فراهم سازند و تا مرز رسیدن به بهترین ارزشها آنها را همراهی کنند.»
امام خمینی(ره)
مقدمه: یکی از مهمترین دستگاههای فرهنگساز برای تربیت دینی نسل جدید آنها و آموزش و پرورش میباشد.
پوشش کامل نظام آموزشی کشور در هر نقطه و تداوم برخوردهای آموزشی را در ساخت و تغییر نگرش و تربیت دینی دانشآموزان بسیار قدرتمند ساخته است.
بهطور کلی اهمیت دادن به ارزشهای معنوی دینی جهت تربیت نسلی فرهیخته که مزین به ارزشهای معنوی باشد از اهم برنامههای مجریان مسائل فرهنگی جهت تربیت کودکان است. امروزه با توجه به آن که تربیت دینی یکی از ارکان آموزش و پرورش است. اما احساس می شود علاقه به این ارزشها کاهش یافته است و مساجد به نحو مطلوب مورد استفادهی جوانان قرار نمیگیرد.
در این مقاله سعی میشود، به طور اجمالی به روشها و زمینههایی که در مدارس منجر به تربیت اسلامی کودکان و تعمیق و تقویت باورهای دینی آنها میشود، پرداخته شود. به طوریکه فرد با بصیرت و بینش آگاهانه و بدون زور و اجبار ارزشهای دینی صحیح را پذیرا و در مواجه با سیل تهاجمات فرهنگی که ممکن است در صدد بیریشه نگهداشتن و سست نمودن باورهای دینی نوجوانان باشد استفاده نماید.
تربیت دینی صحیح در طول دوران ابتدایی و راهنمایی به عنوان یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از ناهنجاریهای رفتاری و رشد اندیشهای دینی و تقویت باورهای اعتقادی در فرد است. هنگامی که از نهادینه شدن تربیت صحبت به میان میآید منظور این است که کودکان به عنوان نسل فردا باید سیر زندگی و اهداف خود را در بستر نظام اعتقادی جامعه مشخص کنند، دکتر باهنر در این موارد میگوید؛ تجربیات موجود و تحقیقات انجام شده نشانگر آن است که مسألهي آموزش دینی از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و گاهی با تأثیرات معکوس نیز همراه بوده است (باهنر، 1385) به همین منظور باید به جای آموزش صرف تعالیم دینی به تربیت واقعی دانشآموزان پرداخت.
امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه چنین میفرماید: «لا تقسیروا اولادکم علی آدابکم فأنهم مخلوقون لزمان» فرزندان خود را براساسی که خود تربیت شدهاید تربیت نکنید که اینان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شدهاند (قائمي 1377) و از این حدیث گرانقدر جز این نمیتوان استنباط کرد که انتقال مفاهیم به نسل جدید نیاز به روش های جدید و همخوان با اوضاع جدید دارد و در صورت بد عمل کردن و تأکید بر شیوههای سنتی در آموزش به سادگی مورد بیتوجهی نسل جدید قرار ميگيريم و تمام تلاشهای ما بیثمر میماند. اکتفا کردن صرف به آموزش مسائل دینی در زنگ قرآن برای ساختن نسلی معتقد به اصول اسلامی کافی نیست. این باورها و اعتقادات باید در لحظه لحظه حضور بچهها در مدرسه در کنار درسها به آنها آموخته شود تا این ارزشها در وجود آنها نهادینه گردد.
تربیت دینی همهي انسانها به خصوص کودکان فطرتاً به نیکی و زیبایی و تمایل دارند. اگر در این دوره بتوانیم طبیعت دانشآموز و ذات زیبای او را شناسایی کنیم و با ظرافت و حوصله جلوههای طبیعی و ذاتی را در او شکوفا سازیم، به تربیت دینی دست یافتیم.
برای تربیت دینی کودکان مقطع ابتدایی لازم نیست، که آنها را با مفاهیمی چون زیبایی، دوستی، محبت و عبادت آشنا نمود. زيرا او نماد محبت، عشق و دوستی و گرایش خالصانه به معنویات است. باید تلاش کنیم در تربیت دینی دانشآموزان به حفظ و نگهداری و پرورش گرایشها و تعمیق و تقویت ارزشهای درونی او بپردازیم. پس جهت تربیت دینی حرکت معنوی و درونی کودکان در مسیر زیبایی شناسی، ارزش پذیری، خویشتن شناسی، حرمت گذاری، عزت طلبی و نوع دوستی و پذیرش مسوولیت دینی و عمل صحیح و کامل به تکامل ارزشی است (کردی 1375) اما این حرکت بدون برانگیخته شدن احساس دینی، پرورش ارزشهای دینی، تبلور نگرشها و تحصیل تجارب دلنشین دینی، رویکرد درونی و تحول رفتاری به دنبال نخواهد داشت.
«تربیت دینی آن جنبهای از تربیت است که کودکان و نوجوانان را با وظایف و شرایع دینی آشنا میکند. مبانی اعتقادی را در آنها رشد می دهد و آنان را پایبند به اصول و عامل به فروع بار میآورد و فطرت الهی را باور میسازد.» (احمدی، 1374)
نقش تفکر در تربیت ديني کودکان
اگر معلم بخواهد در تربیت دینی، تنها به حافظه و ذهن ضبط کنندهی دانشآموزان اکتفا کند به هدف تربیت نمیرسد. انباشتن ذهن بچهها از دانستیها و اطلاعات و مفاهیم دینی بدون آن که تمایلی برای به عمل آوردن در آنها به وجود آورده شود و نیز تأکید بر اعمال و مهارتهای فاقد پشتوانهي آگاهی و نگرش به کلی رد میشود. به جای انبوهسازی مفاهیم دینی و ذهن دانشآموزان باید به دنبال ایجاد بصیرت دینی در آنان باشیم. (راصد، رمضانی، رحیمی)
در تربیت دینی هدف این نیست که دانشآموزان با مفاهیم دینی آشنا شوند، بلکه میخواهیم از این آشنایی به صورت تحلیلی و باورمند به رفتار و عملکرد دینی تبدیل شود. در تربیت دینی هدف به خاطرسپاری اصطلاحات، واژهها و گفتههای ذهنی نیست، بلکه هدف اصلی، پیدایش تغییرات اساسی در احساس، ارزش، نگرش و باورهای دانشآموزان در مورد خود، محیط اطراف، پدیدهها و رویدادهای درونی و بیرونی، لطف و رحمت خداوند، نظم و هماهنگی هستی و هدفدار بودن... است. تا بتواند نحوهی برخورد و رفتار خود را با خویشتن و جهان پیرامون تنظیم نماید و در حقیقت هدف شناخت و راه و شیوهی علم از روی تفکر و بصیرت است. (باهنر 1385)
تربیت به جای آموزش همهي کودکان به طور فطری کنجکاو و کاوشگر بوده و به دنبال پاسخ به سوالها هستند و میل به پرستش در وجودشان موج میزند. (مطهری 1385) بر همین اساس باید فرایند تربیت دینی به معنای دقیق کلمه به طبیعیترین وجه در دوران مختلف رشد صورت پذیر و به آسانی شاهد تبلور رفتارهای مذهبی در کودکان و نوجوانان باشیم. نحوهای که تاکنون در آموزش دینی کودکان و نوجوانان اعمال شده چندان موفقیتآمیز نبوده و علت این امر نیز توجه صرف به آموزش، مفاهیم اسلامی در کلاسهای دینی و هدیه های آسمانی در دبستان بوده و تاکنون سعی شده در سطح دانش به بچهها انتقال یابد، به همین دلیل اولیای مدرسه و خانواده بیشتر بر این اعتقاد بوده، که چون دانشآموزان در این مقطع (17 تا 11 سال) هنوز کاملاً به سن تکلیف نرسیده اند، انجام فرایض دینی؛ مانند نماز و روزه چندان برای آنها ضروری به نظر نمیرسد و خانوادهها سعی دارند به بهانه ضعف جسمانی آنها را در انجام این فرایض منفعل بار آورند.
دکتر علی قائمی اولین راه ورود به تربیت مذهبی را کسب ایمان و نخستین راه کسب ایمان را عمل میداند. ایشان عمل را با آموزشهای تقریری و القایی مقدم میداند. به نظر ایشان روش الگویی و عرضه و نمونه از مهمترین روشهای تربیت است که در اسلام به آن تکیه شده است. کودک از راه مشاهده مستقیم، عمل والدین و حالات و رفتار آنان را میبیند و براساس حس قهرمان دوستی که در نهاد هر انسان هست، سعی میکند خودش را با او همانند کند و آنگاه به تقلید از رفتار و عمل بپردازد (قایمی 1377) به همین دلیل معلمان و کادر آموزشی مدارس باید از بین متعهدترین افراد انتخاب شده و الگویی کامل از یک انسان متخصص و متدین باشد.
راهکارهایی برای تعمیق و تقویت باورهای دینی
- تشکیل کمیتههای مختلف مانند؛ کمیته نماز، تواشیح، سرود، دکلمه و نمایشنامه و کمیته پژوهش.
- تلفیق آموزش دینی با تمام دروس (علوم اجتماعی، تاریخ و هنر و...)
- فراخوان مقاله با موضوعات خاطرههای نماز، باورهای مذهبی و موفقیتها، نماز و پرورش اخلاق نیکو، گفت و گو با خالق یکتا و بهداشت در دین.
- جذاب نمودن نمازخانه یا مکان اجرای مراسمهای مذهبی، چون معطر ساختن آن، تمیز و زیبا بودن، اعتدال از نظر گرما و سرما، نقاشی های مناسب با ارزشهای دینی روی دیوار.
- حرکت دسته جمعی در انجام مراسم دینی، برگزاری نمازهای جماعت، دعوت از دانشآموزان برای شرکت در مراسم زیارت عاشورا، ایام سوگواری و جشنهای مذهبی یا برگزاری نماز و خواندن دعای روز عرفه.
- برگزاری مراسم مذهبی و زیارت عاشورا در ماههای محرم و صفر و شرکت مستمر والدین دانشآموزان در این مراسم.
- برای اینکه دانشآموزان عادت کنند در این مراسم شرکت داشته باشند باید آنرا جذاب نموده و در این زمینه میتوان از راهکارهای زیر بهره جست:
- مکان نمازخانه را با چراغها، تصاویر و مطالب زیبا و پرچم جذاب نمود.
- مراسم را به تناسب درک و بصیرت کودک برگزار کرد تا ایجاد رغبت نماید.
- پذیرایی از شرکتکنندگان در مراسم.
- تشویق و اهدای جایزه.
- نقش الگویی معلمان و کادر آموزشی مدارس، معلم باید الگوی عدالت، انصاف، استقامت، وفای به عهد، الگوی خیرخواهی و صفا، متانت و الگوی شجاعت باشد.
- استفاده از داستانهای قرآنی و روایات مذهبی در نمایشنامهها و زنگهای قرآن و هدیههای آسمان.
- گنجاندن زنگ نماز در برنامه هفتگی پنج پایه مقطع ابتدایی.
- تشویق به حفظ آیات قرآن. (در سال 1387 دبستان شکوفههای انقلاب منطقه 8 آموزش و پرورش با کمک به خیّرین این واحد آموزشی اقدام به برگزاری مسابقه حفظ بیشتر از یک جزء قرآن نمودند. جایزهی این مسابقه کمک هزینهی سفر به مکهی معظمه و کمک هزینهی سفر به مشهد مقدس همراه با خانواده و اعطای سکهي بهار آزادی بود.)
- برنامههای اردویی از اماکن متبرکه و آموزش زندگی مذهبی در یک روز.
- زمینهسازی برای پذیرش روانی، اعتقادات و فرایض دینی از طریق ذکر بهشت و نعمتهایش.
ناگفته نماند که تمامی این راهکارها در مدرسه شکوفههای انقلاب اسلامی در منطقه 8 آموزش و پرورش اجرا شده و مورد استقبال انجمن اولیا و مربیان این واحد آموزشی قرار گرفته است.
نتیجه گیری:
آموزش و انتقال صحیح مفاهیم دینی و تعمیق باورهای دینی در کودکان و نوجوانان یکی از موضوعات مباحث مهم در نظام آموزش و پرورش است. جامعهای که ما در آن زندگی میکنیم، تمام اعمال و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی متأثر از دین اسلام است. به همین دلیل تمام دستگاههای آموزش دهنده باید تلاش خود را در جهت همسو نمودن با فلسفهی زیربنایی اسلام برنامهریزی کنند، در صورتی که کوتاهی در انتقال مفاهیم و باورهای دینی به نسل کودکان و نوجوانان صورت گیرد و تنها به آموزش صرف در مدارس بسنده شود در آینده جوانان متعهد و مذهبی کمتر شده و نسل آیندهای بدون تعصب و بینش صحیح نسبت به فرهنگ اسلامی خواهیم داشت. از آنجایی که سنین اولیه ورود به مدرسه از حساسترین دوران رشد و تثبیت در تشکیل شخصیت محسوب میگردد باید تلاش نمود تربیت دینی کودکان در سرلوحهی امور در مدارس قرار گیرد.
در پایان از خداوند باری تعالی مسألت دارم که ما را مصداق واقعی این آیهی شریفهی قرآن مجید قرار بدهد.
«رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی.» (سورهی ابراهیم آیه 40).
منبع: پايگاه اطلاعرساني ستاد همكاريهاي وزارت آموزش و پرورش و حوزههاي علميه |
|
| |
| |
|
|
|
|
|
|